تبليغاتX

کمپین یک میلیون امضا در ساری - "هر چه مردان درباره زنان نوشته اند باید نامطمئن باشد،زیرا مردان در آن واحد هم داورند و هم طرف دعوا"

"هر چه مردان درباره زنان نوشته اند باید نامطمئن باشد،زیرا مردان در آن واحد هم داورند و هم طرف دعوا"

هر چه از برابری بگوییم و دیگران را هم به گفتن واداریم تا در بستر زندگی نباشیم درک نمی کنیم که باید برای ذره ذره آن بجنگیم!

حتی در مواردی که قانونی نیست عرف هزار ساله را چه کنیم؟!

در زندگی روزمره است که میبینیم "زن بودن محدودیت نیست" چه قدر آرمانی است."البته در این که زن بودن با لذات محدودیت نیست شکی نیست."

کار سختیست دغدغه زنان داشتن و مرز ها را رعایت کردن! مستقل بودن ولی غرور دیگران را که عادت کرده اند حمایتت کنند جریحه دار نکردن!

دوست داشتن ولی کنترل نشدن!

دختر خوب و بهنجاری بودن ولی تفکرات محدودیت زا را کنار گذاشتن! قوی بودن ولی تبدیل به مرد افتخاری نشدن.

تفکرات زن ستیز را انکار کردن و متوهم و متعصب شناخته نشدن.

وقتی دوستانم استدلال هایشان به ضعف و عیال و منزل ختم می شود خندیدن آسان است ولی وقتی به فیلسوفان و استدلال های قوی تر متوسل می شوند من درمانده نمی دانم از کجا شروع کنم!

معمولا ترجیح می دهم هیچ نگویم،چون خوب میدانم آن ها که آنقدر خوب این تفکرات را می شناسند با توجیهاتش هم آشنایی دارند و هدفشان چیز دیگری است.

"هر چه مردان درباره زنان نوشته اند باید نامطمئن باشد،زیرا مردان در آن واحد هم داورند و هم طرف دعوا"(پولن دو لابار)

جند روز پیش متنی از شوپنهاور برایم خوانده شد.چند خطش را نقل می کنم:

"حال طبیعی مردان بی قیدی و خونسردی است و حال طبیعی زنان نفرت .بدین دلیل که حسد پیشگی که در مردان از محدوده ی مسایل شخصیشان فراتر نمیرود،در زنان تمامی جنس مونث را در بر میگیرد،زیرا همه زنان دلمشغولی یکسانی دارند."

"کافی است به زنان بنگرید تا بفهمید که نه طاقت انجام کار سنگین جسمی دارند و نه توان فعالیت شدید ذهنی.ایشان دین زنذگی را نه با آنچه که انجام میدهند که با آنچه تحمل مینمایند پرداخت می کنند.با درد زایمان و زحمات بچه داری و با فرمان برداری از شوهر خود،از کسی که زن باید همدم نیرو بخش و سنگ صبور وی باشد.نافذ ترین محنت و لذات از آن او نیستند و انتظار ابراز قدرت فراوان از او نمیروذ.جریان زندگی زن باید ملایم تر،آرام تر و مبتذل تر از زندگی مردان باشد،عاری از شادی و اندوه ناب."

"این حقیقت که زن ماهیتا برای انقیاد و فرمانبرداری ساخته شده با این واقعیت اثبات میگردد که هر گاه زنی استقلال کامل می یابد این و ضعیت را تاب نمی آورذ و بی درنگ خود را به مردی می چسباند تا وی را راهنمایی و آقایی کند،چرا که زن محتاج سرور و ارباب است"

فصل در باب زنان از کتاب جهان و تاملات فیلسوف اثر آرتور شوپنهاور



فروغ ر

+ نوشته شده در  88/01/21ساعت 2:13 قبل از ظهر  توسط   |